عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
374
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بگريخت و روى به خوارزم نهاد . چون به هزار اسب [ 1 ] رسيد ، اندر باغى فرود آمد . وكيلان ابو عبد اللّه خوارزم شاه [ 2 ] بيامدند ، كه نزل [ 3 ] ابو على را راست كنند . گفتند : فردا خوارزم شاه خود آيد . چون مردمان بخفتند ، خوارزميان اندر آمدند ، و بو على را فرو گرفتند و ببستند و بخوارزم بردند و باز داشتند . و ميان اهل گرگانج و اهل خوارزم تعصبى بود قديم . و مأمون [ 4 ] امير گرگانج لشكرى فرستاد ، به خوارزم حرب كردند ، و ابو عبد اللّه خوارزم شاه را بگرفتند . و ابو على سيمجورى را از حبس بيرون آوردند ، و همه را به گرگانج [ 211 ] بردند ، و خوارزم شاهى مر ابو على المأمون بن محمد را دادند . و مأمون مر ابو على را نيكو همى داشت ، و بسيار مال به دو بخشيد ، و كار ابو على بهتر شد . رسول نوح آمد سوى ابو على ، و بسيار نيكويى گفت ، و وعدها نيكو كرد ، و او را بخوانده [ 5 ] بود . ابو على به بخارا شد . عبد اللّه بن عزير و بكتوزون پيش باز آمدند . چون به سراى نوح اندر شد ، ابو على را بگرفتند با هجده تن برادران و سرهنگان ، و همه را بند كردند و به قهندز بردند ، اندر سنه ست و ثمانين و ثلثمائه . و چون امير سبكتگين خبر ابو على بيافت ، او را از امير رضى نوح درخواست كرد . پسر نوح مر ابو على را و غلامش ايلمنكو را و اميرك طوسى را و ابو الحسين پسر ابو على را نزد امير سبكتگين فرستاد ، اندر شعبان سنه ست و ثمانين و ثلثمائه . پس امير سبكتگين اين چهار تن را به قلعهء گرديز فرستاد ، كه آنجاى حصين بود و
--> [ ( 1 - ) ] هزار اسب از قلاع حصين نواحى خوارزم بود كه از آن سه روزه فاصله داشت ( مراصد 1459 ) . [ ( 2 - ) ] وى ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن محمد پادشاه دوم اين سلسله است كه تا مرگ خود سنه 385 ه . حكمرانى داشت ( زمباور 316 ) . [ ( 3 - ) ] نزل : بضمهء نون ضيافت و مهمانى ( غياث ) . [ ( 4 - ) ] مأمون بن محمد پادشاه سوم خوارزم شاهيان در حدود 385 ه . ( زمباور 316 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : بخواند ؟